محفل حیدریون قم

یک شب میان صحن نجف داد می زدم / گشتم نبود، بهتر از اینجا، نگرد نیست

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدح امیرالمومنین» ثبت شده است

باده از دست یدالله چشیدن دارد...


باز مرغ غزلم میل پریدن دارد
تا به ایوان نجف شوق رسیدن دارد

نمک سفره ام از حضرت زهراست ولی
باده از دست یدالله چشیدن دارد

آتش عشق تو افتاد به خار و خس دل
پس بدم دم به دم این شعله دمیدن دارد

همه ذرات جهان گرد علی می گردند
این طوافیست به والله که دیدن دارد

تکیه بر کعبه بزن وارث شمشیر دو دم
اشهد و ان علی از تو شنیدن دارد

ظفر از عشق علی سینه سپر باید کرد
تا علی هست به دل ... قلب تپیدن دارد

شاعر: حامد ظفر
۲۵ تیر ۹۴ ، ۰۵:۲۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
کلب الحیدر

غدیر با علی غدیر می شود

فرا رسیدن عید الله اکبر، عید سعید غدیر را به محضر نورانی بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفدا) و شیعیان حضرتش تبریک و تهنیت عرض می کنیم.


چه جانماز پی اعتکاف بر دارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بر دارد
 علی حقیقت روز است و هیچ جایز نیست
که در مقابل شب انعطاف بر دارد
 دو سوی این کره هر یک قلمروی دارند
نشد جداییِ شان ائتلاف بردارد
 شبیه خواب سحر سطحی است و زود گذر
کسی که دست از این اختلاف بر دارد
 دوباره زاده شود مثل مرتضی؟! ... هرگز
اگر چه کعبه دوباره شکاف بر دارد
 اگر که حرمت مولا نبود ، ممکن بود
خدا ز خلق خود امر طواف بر دارد

شاعر: علیرضا دهقانیان
۲۰ مهر ۹۳ ، ۰۵:۰۴ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
کلب الحیدر

محب او به آتش تنش نمی سوزد...


سید مرتضی در عیون معجزات با استناد از عمار بن یاسر روایت کرده است:

روزی امیرالمومنین علی علیه السلام در دارالقضا قضاوت می کردند، در همان حال مردی از شیعیان که نامش صفوان بن اکحل بود بلند شد و عرض کرد: مولایم من از شیعیان شما هستم ولی گنهکارم و می خواهم گناهم پاک شود. امام فرمودند: مرا از بزرگ ترین گناهت با خبر کن. عرض کرد: بزرگ ترین گناهم ارتباط با کودکان است. امیرالمومنین علی علیه السلام به او فرمودند: یکی از این سه مورد را انتخاب کن تا پاک شوی، یک ضربه با ذوالفقار به تو بزنم یا دیوار را بر رویت خراب کنم یا تو را دست و پا بسته زنده در آتش بسوزانم؟ این سه چیز جزای کسی است که این کار را انجام داده است. پس او گفت: ای مولای من! سخت ترین آنها چیست؟ امام فرمودند: سخت ترین آنها این است که تو را زنده با دست و پای بسته در آتش بیندازم. پس گفت: همین کار را انجام دهید.

آنگاه حضرت به من فرمودند: ای عمار! برو هزار نی جمع کن تا فردا این شخص را بسوزانیم. سپس به من فرمودند: برو در کوفه صدا بزن و بگو ای مردم کوفه از خانه هایتان بیرون بیایید و ببینید که چطور علی مردی از شیعیان خود را در آتش می سوزاند. عمار می گوید: اهل کوفه می گفتند: شیعیان و دوستان امیرالمومنین علی علیه السلام در آتش نمی سوزند زیرا آتش بر آنها حرام است. چطور ممکن است علی شیعه خود را در آتش بسوزاند؟

روز بعد فرا رسید و امیرالمومنین علی علیه السلام در وسط شهر نی ها را روی آن مرد ریختند و آتشی به او دادند و فرمودند: این را بگیر و خود را بسوزان، اگر از شیعیان ما باشی در آتش نمی سوزی و اگر نباشی هیچ چیز جز خاکستر از تو باقی نخواهد ماند. عمار می گوید: آن مرد در جلوی دیدگان اهل کوفه خود را آتش زد و نی ها می سوختند و شعله های آتش زبانه می کشید وقتی آتش خاموش شد، آن مرد در حالیکه لباس سفید پوشیده بود و حتی دود آتش به آن اثر نکرده بود خارج شد. سپس امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: همانا من تقسیم کننده بهشت و آتش هستم، زیرا وقتی قیامت برپا می شود به آتش می گویم: این مال توست پس او در بر گیر و این مال من است پس به اراده پروردگارم همه را بین آتش و بهشت تقسیم خواهم کرد.

(مدینةالمعاجز - ص37 - معجزه 70 )
۱۳ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۲۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کلب الحیدر

انگور نجف طعم بهشتی دارد...


ساقی به پیاله باده کم می ریزی

 این میکده را چرا به هم می ریزی؟!

 

 از گردش ساغرت شکایت دارم

 آسوده بریز! بنده عادت دارم

 

 با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم

 سجاده و تسبیح و قدح می خواهم

 

 ما قوم عجم به باده عادت داریم

 بر پیرمغان «علی» ارادت داریم

 

 بر طایفه مان نگاه حق معطوف است

 میخانه ی شهر طوس ما معروف است

 

 من اهل ری ام ؛ مست ولی اللهم

 یک خمره می ِ سفارشی می خواهم

 

 در روز ازل که دل به آدم دادند

 فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند

 

 فریاد زدم: علی؛ پناهم دادند

 اینگونه به این میکده راهم دادند

 

 با دیدن این شوق عنایاتی کرد

 لبخند علی مرا خراباتی کرد

 

 من مست ِ مِی ابوترابم یک عمر

 سرزنده به نشئه ی ِ شرابم یک عمر

 

 یک ثانیه بی شراب نتوانم زیست

 در مذهب ما حلال تر از مِی  نیست

 

 جامی بده لب به لب، خرابم ساقی

 از مشتریان خوش حسابم ساقی

 

 ساقی بده باده ای که گیرا باشد

 از خُم  کهنسال  تولا باشد

 

 ساقی بده باده ای که روشن باشد

 خوشرنگ و زلال و مردافکن باشد

 

 زُهاد پر از افاده را دلخور کن

 با نام خدا پیاله ها  را پر کن

 

 بد مستی ِ من قصه ی  پر دنباله است

 زیرِ سرِِ باده ای صد و ده ساله است

 

 این بزم مرا اهل سخن می سازد

 تنها مِی کوثری به من می سازد

 

 من معتقدم باده سرشتی دارد

 انگور نجف طعم بهشتی دارد

 

 می داخل خُم سینجلی می گوید

 قُل می زند، علی علی می گوید

 

 هُوهُوی ِ تمام خمره ها را بشنو

 تفسیر شگرف « هل اتی» را بشنو

 

 با تلخی این دُرد، رطب می چسبد

 با حال خوشم  توبه عجب می چسبد

*

 گویم به تو حرف عشق بی پرده علی

 این شور، مرا به رقص آورده علی

 

 با غصه و غم عجب وداعی  دارم!

 سرمست توام! چه خوش سماعی دارم!

 

 هوُ هوُ نکنم ؛ جنون مرا می گیرد

 این دل به هوای کربلا می گیرد

 

 دیوانه ترم نکن، کجا می کِشیم!؟

 سمت حرم دوست چرا می کِشیم؟

 

 تا طور کشانده ای، عصا می خواهم

 یک تذکره ی ِ کرببلا می خواهم

شاعر: وحید قاسمی

۱۰ اسفند ۹۲ ، ۱۱:۳۴ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
کلب الحیدر

غزل خوب است در وصف امیرالمومنین باشد...


خدا می خواست تا تقدیر عالم این چنین باشد

کسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشد

 

خدا در ساق عرش خویش جایی را برایش ساخت

که حتی ماورای دیده ی روح الامین باشد

 

خدا میخواست از رخساره ی خود پرده بردارد

خدا میخواست تا دست خودش در آستین باشد

 

علی حُبّه جُنَّة ، قسیم النار و الجنة

خدا میخواست آن باشد ، خدا میخواست این باشد

 

علی را قبل از آدم آفرید و در شب معراج

به پیغمبر نشانش داد تا حق الیقین باشد

 

به جز نام علی در پهنه تاریخ نامی نیست

که بر انگشتر پیغمبران نقش نگین باشد

 

به جز او نیست دستاویز محکم در دل طوفان

به جز او نیست وقتی صحبت از حبل المتین باشد

 

مرا تا خطبه های بی الف راهی کن و بگذار

که بعد از خطبه بی نقطه ی تو نقطه چین باشد

 

مرا در بیت ، بیت شعر هایم دستگیری کن

غزل های تو بی اندازه باید دلنشین باشد

 

غزل لطف خداوند است اهل دل خبر دارند

غزل خوب است در وصف امیر المومنین باشد

شاعر: احمد علوی

۰۷ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۱۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کلب الحیدر

مدافعان حرم

جلسه مدافعان حرم محفل حیدریون قم

21 شهریورماه 92

تمامی فایلها صوتی می باشند:

سخنرانی:

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین استاد وجیهی

مداحی:

روضه - سید شهاب الدین عبداللهی

زمینه - ساغر و پیمانه حیدر، دلبر جانانه حیدر - سید شهاب الدین عبداللهی

شور - قسم به ارض والسماء - سید شهاب الدین عبداللهی

سنگین - در گوشه ی این خانه - سید شهاب الدین عبداللهی

سنگین - عجب صفایی داره، ضریح ناز حیدر - سید شهاب الدین عبداللهی

شور - کربلا مدیونت یا زینب، ثارالله ممنونت یا زینب - غلامرضا حسین زاده

شور - حیدر آقامه، همه ی دنیامه - غلامرضا حسین زاده

رجز و ذکر گویی طوفانی - غلامرضا حسین زاده

شور - حسین جان، منو بخر به جون زینب - سید شهاب الدین عبداللهی

مدح حضرت امیرالمومنین علیه السلام - سید شهاب الدین عبداللهی

۰۶ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۴۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کلب الحیدر

رو به ایوان نجف نادعلی می خوانم...


اول صبح به مولا جگرم حال آمد 
برده ام نام علی را جگرم حال آمد 

رو به ایوان نجف نادعلی می خوانم 
صد و ده بار به بالا جگرم حال آمد 

ضربه کاری او ریشه ی مرحب را کند
تا نشستم به تماشا جگرم حال آمد

خاطرات احد و بدر به زهرا که رسید 
با "علی" گفتن زهرا جگرم حال آمد 

منکر تو هوس آمدن جنت کرد 
تا تو گفتی برو بابا جگرم حال آمد
۰۶ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۵۷ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کلب الحیدر